تبليغاتX
سرباز فدایی کوروش کبیر
قلب کوروش شکست و فرشته گریست
خدمت به بشر هيچ نكرده از تو خواهشي دارم.آيا ميتوانم آن را مطرح كنم؟خدا گفت:البته!

_از تو ميخواهم يك روز،فقط يك روز به من فرصتي دهي تا ايران امروز را بررسي كنم.سوگند ميخورم كه پس از آن هرگز تمنايي از تو نداشته باشم.

_چرا چنين چيزي را ميخواهي؟به جز اين هرچه بخواهي برآورده ميكنم، اما اين را نخواه.

_خواهش ميكنم.آرزو دارم در سرزمين پهناورم گردش كنم و از نتيجه ي سالها نيكي و عدالت گستري لذت ببرم..اگر چنين كني بسيار سپاسگذار خواهم بود و اگر نه،باز هم تو را سپاس فراوان مي گويم.

خداوند يكي از ملائك خود را براي همراهي با كوروش به زمين فرستاد و كوروش را با كالبدي،از پاسارگاد بيرون كشيد.فرشته در كنار كوروش قرار گرفت.كوروش گفت: ((عجب!اينجا چقدر مرطوب است!)) و فرشته تاسف خورد.

_ميتواني مرا بين مردم ببري؟ميخواهم بدانم نوادگان عزيزم چقدر به ياد من هستند.

و فرشته چنين كرد.كوروش براي اينكار ذوق و شوق بسياري داشت اما به زودي نااميدي جاي اين شوق را گرفت.به جز عده ي اندكي،كسي به ياد او نبود .كوروش بسيار غمگين شد اما گفت:اشكالي ندارد.خوب آنها سرگرم كارهاي روزمره ي خودشان هستند.فرشته تاسف خورد.

در راه ميشنيد كه مردم چگونه يكديگر را صدا ميزنند:عبدالله!قاسم!...

_هرگز پيش از اين چنين نام هايي نشنيده بودم!!!

فرشته گفت:اين اسامي عربي هستند و پس از هجوم اعراب به ايران مرسوم شدند.

_اعراب؟!!!

_بله.تو آنها را نميشناسي.آخر آن موقع كه تو بر سرزمين متمدن و پهناور ايران حكومت ميكردي،و حتي چندين قرن پس از آن،آنها از اقوام كاملا وحشي بودند.

كوروش برافروخت: يعني ميگويي وحشي ها به ميهنم هجوم آورده و آن را تصرف كردند؟!پس پادشاهان چه ميكردند؟!!! 

فرشته بسيار تاسف خورد.

سكوت مرگباري بين آنها حاكم شده بود.بعد از مدتي كوروش گفت:تو مي داني كه من جز ايزد يكتا را نمي پرستيدم.مردم من اكنون پيرو آييني الهي هستند؟

_در ظاهر بله!

كوروش خوشحال شد: خداي را سپاس! چه آييني؟

_اسلام

_چگونه آييني است؟

_نيك است

وكوروش بسيار شاد شد. اما بعد از چندين ساعت معني در ظاهر بله را فهميد .........

_نقشه فتوحات ايران را به من نشان مي دهي؟ مي خواهم بدانم ميهنم چقدر وسيع شده.
وفرشته چنين كرد.

_همين؟!!!

كوروش باورش نمي شد. با نا باوري به نقشه مي نگريست.

_پس بقيه اش كجاست؟ چرا اين سرزمين از غرب و شرق و شمال و جنوب كوچك شده است؟!!!

و فرشته بسيار زياد تاسف خورد.

_خيلي دلم گرفت ، هرگز انتظار چنين وضعي را نداشتم. ميخواهم سفر كوتاهي به آنسوي مرزها داشته باشم و بگويم ايران من چه بوده شايد اين سفر دردم را تسكين دهد.

فرشته چنين كرد، تازه به مقصد رسيده بودند كه با مردي هم كلام شدند.پس از چند دقيقه مرد از كوروش پرسيد:راستي شما از كجا مي آييد؟ كوروش با لبخندي مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:

ايران!

لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خداي من، او يك تروريست متحجّر است!

عكس العمل آن مرد ابدا آن چيزي نبود كه كوروش انتظار داشت. قلب كوروش شكست.

_مرا به آرامگاهم باز گردان.

فرشته بغض كرده بود: اما هنوز خيلي چيزها را نشانت نداده ام، وضعيت اقتصادي، فساد، پايمال كردن ............. .

كوروش رو به آسمان كرد و گفت: خداوندا مرا ببخش كه بيهوده بر خواسته ام پافشاري كردم، كاش همچنان در خواب و بي خبري به سر مي بردم.
و فرشته گريست.

|+|نوشته شده در 89/11/25 ساعت 2:27 PM توسط کیا آریا مهر |
اریو برزن که بود؟

آریوبَرزَن  نام سردار ایرانی بود که در کوههای پارس در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا آخرین تن کشته شدند.نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته می‌شود که به معنی ایرانی باشکوه است. برخی او را از اجداد لرها يا كردها می دانند.

  «اسكندر مقدوني » در سال 331 پيش از ميلاد پس از پيروزي در سومين جنگ خود با ايرانيان ( جنگ آربل Arbel يا گوگامل Gaug amele ) و شكست پاياني ايران ، بر بابل و شوش و استخر چيرگي يافت و براي دست يافتن به پارسه ، پايتخت ايران روانه اين شهر گرديد . اسكندر براي فتح پارسه سپاهيان خود را به دو پاره بخش كرد :بخشي به فرماندهي (پارمن يونوس) از راه جلگه (رامهرمز وبهبهان)به سوي پارسه روان شد وخود اسكندر با سپاهان سبك اسلحه راه كوهستان (كوه كهكيلويه)رادر پيش گرفت ودر تنگه هاي در بند پارس(برخی آنرا تنگ تك آب وگروهی آنرا تنگ آری کنونی می دانند) با مقاومت ايرانيان روبرو گرديد.

در جنگ در بندپارس آخرين پاسداران ايران با شماري اندك به فرماندهي آريوبرزن دربرابر سپاهيان پرشمار اسكندر دلاورانه دفاع كردند وسپاهيان مقدوني را ناچار به پس نشيني نمودند. با وجود آريوبرزن وپاسداران تنگه هاي پارس گذشتن سپاهيان اسكندر ازاين تنگه هاي كوهستاني امكان پذير نبود. ازاين رو «اسكندر» به نقشه جنگي ايرانيان درجنگ ترموپيلThermopyle متوسل شد وبا کمک یک اسیر یونانی از بيراهه وگذراز راههاي سخت كوهستاني خود را به پشت نگهبانان ايراني رساند وآنان رادر محاصره گرفت.

آريوبرزن با 40سوار و5هزار پياده ووارد كردن تلفات سنگين به دشمن ، خط محاصره را شكست وبراي ياري به پاتخت به سوي پارسهPersepolice شتافت ولي سپاهياني كه به دستور «اسكندر» ازراه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پيش ازرسيدن او به پايتخت،به پارسه دست يافته بودند.آريوبرزن با وجود واژگوني پايتخت ودر حالي كه سخت در تعقيب سپاهيان دشمن بود،حاضر به تسليم نشدوآنقدر درپیكار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او ، همه يارانش از پاي در افتادندوجنگ هنگامي به پايان رسيد كه آخرين سرباز پارسي زير فرمان آريوبرزن به خاك افتاده بود.

لازم به یادآوری است که بدانید یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر چنان جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند. و نکته آخر اینکه اسکندر پس از پیروزی بر آریوبرزن آن اسیر یونانی را هم به جرم خیانت کشت. سالروز ایستادگی سردار ایرانی آریوبرزن که در ۱۲ اوت برابر با ۲۱ مردادمی باشد.


|+|نوشته شده در 89/11/25 ساعت 2:25 PM توسط کیا آریا مهر |
درود بر ایران وایرانی


 


 من  که یادم نیست اما خانه ای            بود زیبا در دلش گلخانه ای

صاحب گلخانه چندین سال پیش         با تلاش و کوشش و با کار خویش

خانه و گلخانه ای آباد کرد                بلبلان را دلخوش و دلشاد کرد

بلبلان از شوق گلها در طرب            رقص و شادی بود آنجا روز و شب

جمله گلها شاد اندر زندگی                دور از غم دورتر از بندگی

هر گلی را رنگ و بویی خاص بود    عطر خاصی بود و بویی خاص بود

هر گلی را جایگه بود آشکار              بر قرار و بر دوام و بر مدار

رنگ ها نی باعث شرمندگی             نی دلیل سروری نی بندگی

 

ناگهان بادی رسید از بی کران           تا بیاید بین گلهای جوان

باد آمد گرده افشانی کند                   در خیالش کار انسانی کند

ناگهان طوفان شدو بارید باد             ساقه ها بشکست در آن بامداد

آتشی آمد به یاری باد را                  زد به آتش خانه آباد را

باد و آتش خانه را آتش زدند             بادها با شادی گلها بدند

صاحب گلخانه با درد و فغان            رفت در یک گوشه دور از دیگران

مرد در غربت ولی اندوهناک            بادها را زین غم و اندوه چه باک

نامداری مرد در بی نامها                 غصه دار از قصه فرجام ها

صاحب گلخانه تقصیری نداشت         باد بود و هیچ تعبیری نداشت

الغرض گلخانه هم افسانه شد             بلبل و پروانه هم افسانه شد

آن زمین را بعد از آن کندند باز          تا مگر گلخانه ای آید فراز

صد علف روئید اما گل نداشت           هیچ کس آنجا دگر یک گل نکاشت


|+|نوشته شده در 89/11/20 ساعت 10:9 PM توسط کیا آریا مهر |
خلیج همیشگی فارس


سلام ! باز هم یک فاجعه دیگه . برای چندمین بار ...

نام خلیج فارس از نقشه آنلاین گوگل حذف و نام جعلی خلیج عربی جای آن قرار گرفته !

به خاطر ایرانی بودن و شرف و غیرتتون به صفحه زیر بروید و فرم 3 فیلدی اعتراض رو پر کنید . (فقط 2دقیقه کار داره)

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

طریقه امضا

سه تا کادر باز میشه

اولی اسم خودتون
دومی ادرس e_mail خودتون
و در گزینه سوم
persian Gulf = yes
فقط خلیج فارس را بنویسید .

|+|نوشته شده در 89/10/05 ساعت 2:37 PM توسط کیا آریا مهر |
شب چله (یلدا): شب زایش خورشید و آغاز سال نو میترایی

همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یکم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد.

خورشید در حرکت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد که موجب کوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریکی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد که نتیجه آن افزایش روشنایی روز و کاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندکی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌کند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله ۵/۲۳ درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معکوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند.


ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در 89/09/29 ساعت 11:18 AM توسط کیا آریا مهر |
مژده به همه دوستان نیک اندیش و نیک گفتار و نیک کردار

شما دوستان می توانید یکی از بزرگترین اثرهای شاد روان موبد بزرگ فیروز آذرگشسب (نسک آسمانی گات ها) را در قالب فایل صوتی از نشانی زیر دریافت نمایید تا همیشه همراهتان باشد.

http://www.audiolib.ir/post-252.aspx

                                                                                        


|+|نوشته شده در 89/09/29 ساعت 11:13 AM توسط کیا آریا مهر |

ستایش کنم ایزد پاک را                  که گویا و بینا کند خاک را

در این دنیا همین بس افتخارم             که یک آریایی زرتشت تبارم


|+|نوشته شده در 89/09/29 ساعت 11:11 AM توسط کیا آریا مهر |
حکایت سرزمین من

چه حکایتی است این سرزمین را، که هزاردستان هر شاخ گلش را فسانه ای است.

هر ذره از خاک این سرزمین، امانت دار پرده ای در دایرۀ پرگار است و هر پرده ای که پس می زنی، قامتی است، اگر هم خمیده، استوار!

این جا سرزمین همیشه آبستنِ آبستنانِ شگفتی آفرین است و سرزمین کیومرثان و تهمورثان. سرزمین مهر و مهراب ها و سرزمین قامتان رفیع گلدسته ها.

چه حکایتی است این سرزمین، که به هر کجایش که گوش می سپاری، صدای شیهۀ اسب است و تیشۀ فرهاد.

صدای بازار دشنه سازانست درگوش...هیچگاه دل نمی کنی از این دل نکندنی سرزمین پرجنب و جوش!

 بس است که باد شرطه را فرخوانی و قدم بر نگین انگشتری جهان نهی، تا ببینی دیدار آشنا را.

این جا گهوارۀ تاریخ است...

این جا سرزمین تختان جمشید است  و دریاچۀ بختگان.

و سرزمین شیراوژنان و بیژنان و منیژگان.


ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در 89/09/29 ساعت 11:10 AM توسط کیا آریا مهر |
کلمات ، فقط ترجمه ندارند ، بار معنایی و روانشناختی هم دارند.
بگوييم : از اينكه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم.
نگوييم : ببخشيد كه مزاحمتان شدم.
 
بگوييم: در فرصت مناسب كنار شما خواهم بود.
نگوييم : گرفتارم.

بگوييم: راست مي گي؟ راستي؟
نگوييم : دروغ نگو.

بگوييم: خدا سلامتي بده.
نگوييم : خدا بد نده.

بگوييم: هديه براي شما.
نگوييم : قابل ندارد.

بگوييم: قشنگ نيست.
نگوييم : زشت است.

بگوييم: خوبم.
نگوييم : بد نيستم.

بگوييم: مناسب من نيست.
نگوييم : به درد من نمي خورد.

بگوييم: شاد باشيد.
نگوييم : خسته نباشيد.

بگوييم: دوست ندارم.
نگوييم : متنفرم.

بگوييم: آسان نيست.
نگوييم : دشوار است.

بگوييم: بفرماييد.
نگوييم : در خدمت هستم.

بگوييم: خيلي راحت نبود.
نگوييم : جانم به لبم رسيد.

بگوييم: مسئله را خودم حل مي كنم.
نگوييم : مسئله ربطي به تو ندارد.

|+|نوشته شده در 89/09/03 ساعت 11:37 AM توسط کیا آریا مهر |
پدرم سالروزت خجسته باد.....

دفترم را آغاز میکنم به نام وطن

به نام ایران من

سوگند به خاک پاک میهن لگد کوب شده به نعلین آخ...های تازی پرست

سوگند به درفش کاویانی سرنگون شده به دست تازیان

سوگند به خون پاک سیاوش و آرش و آریو برزن

سوگند به شاهنامه و روان پاک سپهبد سخن فردوسی زنده نگاهدارنده زبان ما

سوگند به خون پاک زنان- مردان – دختران – پسران- خردان- بزرگان و

سربازان و سرداران ایرانی ...ریخته شده در تازش تازیان بیابانگرد

سوگند به روان پاک کوروش بزرگ این ابر مرد تاریخ این پیام آورنده صلح

اولین بپا کننده و بخشنده آزادی در جهان

آری.......!

سوگند به نام پدر به نام پدری که گرامیداشتش در روزنمای تمام جهان

ثبت شده ولی در کشورش غریب است!

پدر...

 پدر....

برخیز که.......

 برخیز که با تو سخن ها دارم.....!

پدر تو که نیستی تا ببینی که تازیان بعد از تو با ما چه کردند

پدر تو که نیستی تا ببینی که بر میراثت گرسنگان دست به چپاول زدند

پدر تو که نیستی تا ببینی عربان بیبانگرد زن گرسنه با بانوان ما چه کردند

پدر تو که نیستی تا ببینی تازیان ما را عجم نامیدند

پدر تو که نیستی تا ببینی هر روز که در آینه مینگرم  عجم میبینم و خجالت میکشم

پدر تو که نیستی تا ببینی آرامگهت را زیر آفتاب رها کرده اند

پدر تو که نیستی تا ببینی فرزندانت چه تنهایند

پدر تو که نیستی تا ببینی نامت را از کتاب های تاریخ خط زدند

پدر تو که نیستی تا ببینی که در 29اکتبر در این پاییز زیبا بدون تو تنهایم

......

......

پدر که گفت ؟؟؟که آسوده بخواب زیرا که ما بیداریم؟؟؟

......

......

پدر برخیز....!!! 

پدر برخیز....!!!

برخیز که دردها در سینه دارم.

پدر خرسندم از اینکه درکنار تو نفس میکشم

خرسندم از اینکه امروز روبروی بارگهت زانو میزنم




|+|نوشته شده در 89/08/22 ساعت 2:19 PM توسط کیا آریا مهر |
پارسی راپاس بداریم

 من در دیاری زنگی میکنم که زبانش پارسی است

ولی به آن فارسی می گویند  زیرا که عربی  (( پ))   ندارد!!!

ابیمی= ایمنی                          پی ورز=متعصب                          فراخوانی=دعوت کردن

ارتشتاران = نظامیان                تاوان = غرامت                            فرارون=حلال(خوراکی) 

استوان= مطمئن                      تنندو= عنکبوت                            فرجاه = رئیس-رهبر           

افته = مورد                           چارخه اندیشی=   تدبیر                  فسوسگری= مسخره کردن 

انگبین=  عسل                        چاکر=نوکر                                 کاچار=اثاث خانه   

اورنگ =تخت پادشاهی             چخت =  سقف اتاق                      کدبانان= آقایان       

ایراختار= متهم                        چخش= مجادله                           کدیوری= اقتصاد

 


ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در 89/08/22 ساعت 2:16 PM توسط کیا آریا مهر |
سبک شناسی اوستا

قسمتی از اوستا عبارت بوده است از قصیده هایی (سرودهایی) به شعر هجایی در ستایش اورمزد و سایر خدایان اَرْیایی (امشاسپنتان) که سمت زیردستی یا مظهریت نسبت به اورمزد و خدای بزرگ یگانه داشته اند و اشاراتی داشته در بیان بنیان خلقت و وجود کیومرث و گاو نخستین «ایوداذ» و کشته شدن گاو و کیومرث به دست اهرمن و پیدا شدن نطفه ی کیومرث در زیر خاک به شکل دو گیاه که نام آن دو (مهری و مهریانی – مردی و مردانه – ملهی و ملهیانه – میشی و میشانه – به اختلاف روایات) بوده است و مورخان آن را از جنس «ریواس» دانند و ظاهرا  مرادشان همان «مهر گیاه» معروف باشد. و نیز مطالبی داشته در پادشاهی هوشنگ (هوشهنگ)، طهمورث، جمشید، ضحاک (اژدهاک)، فریدون، سلم، تور، ایرج، منوچهر، کیقباد، کاوس، سیاوخش، کیخسرو، افراسیاب، لهراسب، گشتاسب، زرتشت، خانواده ی زرتشت، جمعی دیگر از وزرا و خاندان های تورانی و ایرانی و نیز اوراد، دعاها، نمازها، احکام دینی، دستورالعمل های پراکنده در آداب و اصطلاحات مذهبی و امثال این ها و پیداست که این کتاب از اثر فکر یک نفر نیست و یا قسمت هایی از اوستا بعدها نوشته شده است و چنین گویند که «گاثه» قدیم ترین قسمت اوستا است و سایر قسمت ها به آن کهنگی نیست.

اینک شرحی که راجع به جمع آوری اوستا از روایات مختلف و از اسناد پهلوی در دست است یادآوری می نماییم :

گویند اوستای قدیم دارای ۸۱۵ فصل بوده است منقسم به ۲۱ نسک یا کتاب و در عهد ساسانیان پس از گردآوری اوستا از آن جمله ۳۴۸ فصل به دست آمد که آن جمله را نیز به ۲۱ نسک تقسیم کردند و دانشمندان محقق ۲۱ نسک ساسانی را به ۳۴۵۷۰۰ کلمه برآورد کرده اند و از این جمله امروز ۸۳۰۰۰ کلمه در اوستای فعلی موجود و باقی به تاراج حادثات رفته است.
پیداست که این کتاب از اثر فکر یک نفر نیست و یا قسمت هایی از اوستا بعدها نوشته شده است و چنین گویند که «گاثه» قدیم ترین قسمت اوستا است و سایر قسمت ها به آن کهنگی نیست.
قدمت

در کتب سنت از جمله در «دینکرت» روایتی آورده اند و در نامه ی «تنسر» به شاه مازنداران نیز بدان اشاره شده و مسعودی مورخ عرب و جمعی دیگر از مورخان اسلامی هم نقل کرده اند که «اسکندر» بعد از فتح «اصطخر» اوستا را که بر دوازده هزار پوست گاو نوشته بودند برداشت و مطالب علمی آن را از طب، نجوم و فلسفه به یونانی ترجمه کرد و به یونان فرستاد و خود آن کتاب را بسوزانید.

و نیز دینکرت که یکی از کتب قدیم پهلوی است گوید:

«دارای دارایان هَماک اَپستاک و زندچی گون زرتوهشت هَچ اَوْهر مزد پَتْ گرپت ونپشتک دوپچین یَوکْ پَتْ گنچی شپیکان (شسپیکان- ن.ل) یِوک پَتْ دِچْوی نَپَشْت داشتن پرمود»

در کتاب «شتروهای ایران» گوید :

«اَنیک زرتشت دین آورد از فرمان و شتاسپ شه هزار و دوست فَرْکَرْت پَتْ دین دیپوریه پت تختکیهاء زرین کرت و نپشت و پت گنچ هان اتهش نیهاذ و انیک کجستک سکندر سوهت و اندر او دریاپ فکند دینکرتی هپت خذایان.»

یعنی : «دیگر دارای پسر دارا همگی اوستا و زند را چنان که زردشت از هرمزد پذیرفت و نبشت در دو نسخه یکی به گنج شایگان و یکی به دژنپشت فرمود نگاه دارند، (روایت دیگر) هزار و دویست فر کرد (فصل) بدین دبیری به تخته های زرین تعبیه نمود و نبشت و به گنج آن آتش نهاد، پس سکندر ملعون دینکرت هفت خدایان را سوزانیده در دریا افکند.»

گویند نخستین کسی که بعد از اسکندر ملعون از نو «اوستا» را گرد آورد و آیین دیرین مزدیسنا را نو کرد «وُلَخْش» اشکانی بود (۵۱-۷۸ ب م) ولخش همان است که ما او را «بلاش» خوانیم. در میان اشکانیان پنج شهنشاه به این نام شناخته اند، دار مستتر گوید، کسی که اوستا را گرد کرده است بایدولخش نخستین باشد، زیرا او مردی دیندار بوده است. و بعضی گمان کرده اند که این شهنشاه ولخش سوم است که از (۱۴۸ تا ۱۹۱ ب م) پادشاهی کرده است.

پس از ولخش اشکانی اردشیر بابکان مؤسس دولت ساسانیان بنای سیاست و پادشاهی ایران را بر مذهب نهاد و دین و دولت را به یکدیگر ترکیب داد و آیین زرتشت را که غالبا ظن قوی بر آن است که اشکانیان هم دارای همان آیین بوده اند – آیین رسمی کشور ایران قرارداد، و این کار او به سایر عاقلانه بود، زیرا آن دوره به سبب قوت گرفتن دین مسیحی در انحاء کشور ایران و روم، دوره ی قوت دین و آغاز نفوذ دینداری محسوب می شد، چنانکه بعد هم دیده شده که از سویی مانی پدید آمد و بعد مزدک ظهور کرد و چندی نگذشت که حضرت محمد بیرون آمد.
پس از ولخش اشکانی اردشیر بابکان مؤسس دولت ساسانیان بنای سیاست و پادشاهی ایران را بر مذهب نهاد و دین و دولت را به یکدیگر ترکیب داد و آیین زرتشت را که غالبا ظن قوی بر آن است که اشکانیان هم دارای همان آیین بوده اند – آیین رسمی کشور ایران قرارداد.
قدمت

یکعلت دیگر تعصب دینی اردشیر آن بود که پدران و نیاکان او به قولی امیران و رییسان دین زرتشتی بوده اند، «پاپک» که به قولی پدر و به قولی پدر ِمادر اردشیر بوده است از امرای محلی پارس و از آن بزرگانی بود که بازمانده ی امرا و شاهان «پَرَتَه دار» فارس بودند پادشاهان پرته دار فارس که نخستین آنان «بَغَ کْرِتَ» و سپس (بَغَ دَاتَ) و آخر آنان «پاپک» است همه در فارس و قسمتی از هندوستان ریاست و بزرگی داشته اند، و سکه زده اند و روی سکه ی آن ها نقش آستانه ی آتشکده و درفش (علم چهارگوشه) که شاید همان درفش کاویان باشد دیده شده است و پادشاه با «پنام» که سرپوش ویژه ی عبادت است در پیشگاه آتشکده به حال خشوع ایستاده است.


|+|نوشته شده در 89/06/31 ساعت 1:58 PM توسط کیا آریا مهر |
کورش کبير (در يک نگاه)

کورش بزرگ (دوم) تولد ۵۹۸ پيش از ميلاد.

نام پدرش کمبوجيه و نام مادرش ماندانا ( مندانه = عنبر سياه) دختر آستيانگ پادشاه ماد.

کورش در ۵۷۸ قبل از ميلاد (بيست سالگی) با کساندرا پيمان زناشويی بست.اين بانو مادر کمبوجيه است که جانشين کوروش شد.

آميتيس نام زن ديگر کوروش بود.

کوروش در سال ۵۵۸ قبل از ميلاد (چهل سالگی) برماديها پیروز شد و به پادشاهی رسيد ودر سال ۵۵۰ اکباتان (همدان) در ۵۴۹ سرزمين پارت(خراسان) و هيرکانيا(گرگان) راگرفت.

تسخير ليديا (مغرب آسيای سغير ) و شکست کرزوس در ۵۴۵قبل ميلاد رخ داد.

کوروش شهر بابل و سلطان آنجا نبونيد را در ۵۳۹ ق م زير فرمان خود درآورد و در سال ۵۲۹ پيش از ميلاد (هفتاد سالگی) در نبردی با طايفه ماساگت از تبار سکائی در کرانه رودخانه سيحون رخت از جهان بربست.

(( ای آدميان, من کورش فرزند کمبوجيا هستم . پارسيان را قدرت جهانی داده ام.سرور آسيا شده ام. اين مشت خاک که گور من است از من دريغ نداريد.)) 


|+|نوشته شده در 89/06/31 ساعت 1:46 PM توسط کیا آریا مهر |
متن كامل قرارداد گلستان

                                                                    بسم الله الرحمن الرحیم

اعليحضرت قضا و قدرت، خورشيد رايت، پادشاه جم جاه و امپراطور عالي دستگاه ممالك بالاستقلال كل ممالك آمپيريه روسيه و اعليحضرت قدر قدرت، كيوان رفعت، پادشاه اعظم سليمان جاه، ممالك بالاستقلال كل ممالك شاهانه ايران به ملاحظه كمال مهرباني و اشفاق عليٌتين كه در ماده اهالي و رعاياي متعلقين دارند رفع و دفع عداوت و دشمني كه بر عكس رأي شوكت آراي ايشان است طالب و به استقرار مراتب مصالحه ميمونه و دوستي جواريت سابقه مؤكده را در بين الطرفين راغب مي باشند، با حسن الوجه رأي عليٌتين قرار گرفته در انجام اين امور نيك و متصوٌبه از طرف اعليحضرت قدر قدرت پادشاه اعظم بالاستقلال كل ممالك روسيٌه به عاليجاه معلٌي جايگاه جنرال ليوتنال سپهسالار روسيٌه و مدير عساكر ساكنين جوانب قفقازيٌه و گرجستان، ناظم امور و مصالح شهريه ولايات غوبرناي و گرجستان و قفقازيٌه و حاجي طرخان و كارهاي تمامي ثغور و سرحدات اين حدودات و سامان، امرفرماي عساكر سفاتين بحر خزر، صاحب حمايل الكساندر نويسكي ذي حمايل مرتبه اولين آنٌاي مرتبه دار رابع عسكريه مقتدره حضرت گيوركي، صاحب نشان و شمشير طلا المرقوم به جهت«رشادت و بهادري» نيكلاي رتيش چف اختيار كلي اعطا شده و اعليحضرت قدر قدرت والا رتبت، پادشاه اعظم، مالك بالاستقلال كل ممالك ايران هم عاليجاه معلي جايگاه، ايلچي بزرگ دولت ايران كه مأمور دولتين روم و انگليس بودند، عمده الامرا و الاعيان، مقرب درگاه ذي شأن و محرم اسرار نهان و مشير اكثر امور دولت عليٌه ايران از خانواده و دودمان وزارت و از امراي واقفان حضور در مرتبه دويم آن، صاحب شوكت عطاياي خاص پادشاهان خود از خنجر و شمشير و كارد مرصع و استعمال ملبوس ترمه و اسب مرصع يراق ميرزا ابوالحسن خان را كه در اين كار مختار بالكل نموده اند حال در معسكر روسيه و رودخانه زيوه من محال گلستان متعلقه ولايات قراباغ ملاقات و جمعيت نمودند. بعد از ابراز و مبادله مستمسك مأموريت و اختيار كلي خود به يكديگر و ملاحظه و تحقيق امور متعلق به مصالحه مباركه به نام پادشاهي عظام قرار و به موجب اختيار نامجات طرفين، قيود و فصول و شروط مرقومه را الي الابد مقبول و منصوب و استمرار مي داريم:

بقیه در ادامه مطلب:

 


ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در 89/02/26 ساعت 2:50 PM توسط کیا آریا مهر |
متن كامل قرارداد فين كن اشتاين

                                                بسم الله الرحمن الرحيم

                                                                            مقدمه

 چون در اين اوان سعادت نشان و زمان ميمنت اقران، خديو فلك جاه، سلطنت دستگاه، امپراطور ممالك فرانسه و پادشاه ايطاليا بناي اتحاد و الفت با اعليحضرت قدر قدرت، قضا بسطت، خورشيد آيت، شاهنشاه صاحبقران، خسرو گيتي ستان، پادشاه انجم سپاه و آفتاب علم، وارث تختگاه كسري و جم، فرمانفرماي ممالك فسيحة المسالك ايران عجم، السلطان ابن السلطان ابن السلطان و الخاقان ابن الخاقان ابن الخاقان ابوالمظفر فتحعلي شاه قاجار- خلٌدالله ملكه و سلطانه- گذاشته به جهت تشييد مباني الفت و وفاق دولتين عليٌتين و تجديد عهد مودٌت و اتٌفاق سلطنتين بهيتين از دو جانب با رخصت كامله تعيين رخصت گذار فرموده، از طرف جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا وزير اعظم و كاتب سرٌ ايمپراطوري، صاحب كلك همايون اشرف نشان هاي دولت مسيو هوگ برنار ماره نام مأمور گرديده بناي عهد و شرط با بنده آستان فلك بنيان پادشاهي و چاكر ديرين سپهر اشتباه شاهنشاهي، سفير دولت جاويد قرار أبد قرين ميرزا محمٌدرضا وزير دارالسلطنه قزوين گذاشته به مقتضاي صلاح دولتين عليٌتين با يكديگر مكالمه و مجاهده نموده اند. قرار شرح مسطور ذيل مواد مرقومه را بنا گذاري نموده كه من بعد اولياي دو دولت كبري و امناي دو سلطنت عظمي رضانامه آنها را قلمي و به مهر همايون مزين ساخته تسليم يكديگر نمايند:

ماده اول- آن كه، فيمابين اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه ملك بارگاه ايران و جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا صلح مؤيٌد بوده، من بعد با يكديگر شرايط الفت و وداد و مراسم محبت و اتحاد را مرعي فرموده همواره بين الدولتين عليٌتين كمال وفاق بوده باشد.

ماده دويٌم- آن كه، جناب امپراطور اعظم به مقتضاي مراسم دوستي و موافقت با دولت عليٌه ايران متعهد و كفيل گرديده كه من بعد أحدي رخنه در خاك ايران ننمايد و چنانچه أحدي خواسته باشد كه بعد از اين دخل در خاك ممالك ايران نمايد، جناب امپراطور اعظم با پادشاه سپهر تختگاه ايران كمال موافقت به عمل آورده، به دفع دشمن پرداخته، حراست ممالك مزبوره را نمايند و به هيچ وجه خودداري نكنند.

ماده سوٌم- آن كه، جناب امپراطور اعظم اداي شهادت نمود كه مملكت گرجستان ملك حلال موروثي اعليحضرت پادشاه ايران مي باشد و حقيقت مطلب بر جناب امپراطور مشخص و معلوم است.

بقیه در ادامه مطلب:


ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در 89/02/26 ساعت 2:48 PM توسط کیا آریا مهر |
متن كامل قرارداد تركمانچاي

                                                    ديباچه عهدنامه ايران و روس

الحمدالله الوافي و الكافي بعد از انعقاد عهدنامه مباركه گلستان و مبادلات و معاملات دوستانه دولتين عليتين و ظهور آداب كمال مهرباني و يكجهتي حضرتين بهيٌتين به مقتضاي حركات آسماني برخي تجاوزات ناگهاني از جانب سر حد داران طرفين به ظهور رسيده كه موجب سنوح غوايل عظيمه شد و از آن جا كه مرآت ضماير پادشاهانه جانبين از غبار اين گونه مخاطرات پاك بود اولياي دولتين عليتين تجديد عهد مسالمت را اهتمامات صادقانه و كوشش هاي منصفانه در دفع و رفع غايله اتفاقيه به ظهور رسانيده عهدنامه مباركه جديد به مباني و اصولي كه در طي فصول مرقومه مذكور است مرقوم و مختوم آمد به مهر وكلاي دولتين عليتين و در ماه شوال در سال هزار و دويست و چهل و نه هجري به امضاي همايون شرف استقرار و استحكام پذيرفت. بر اولياي دولتين لازم است كه از اين پس در تحصيل موجبات مزيد دوستي و موافقت اهتمامات صادقانه مبذول دارند و اسباب استحكام و استقرار معاهده مباركه را به مراودات دوستانه متزايد خواهند و اگر در معدات تكميل امور دوستي قصوري بينند به امضاي خواهشهاي منصفانه تدارك آن را لازم بشمارند و دقيقه از دقايق دوستي را مهمل و متروك نگذارند.

                                                                              بسم الله الرحمن الرحيم

 چون اعليحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم والاجاه، امپراطور اكرم شوكت دستگاه، مالك بالاستحقاق كل ممالك روسيه و اعليحضرت كيوان رفعت خورشيد رايت، خسرو نامدار پادشاه اعظم با اقتدار ممالك ايران، چون هر دو علي السويه اراده و تمناي صادقانه دارند كه به نوايب و مكاره جنگي كه بالكليه منافي رأي والاي ايشان است نهايتي بگذارند و سنتهاي قديم حسن مجاورت و مودت را ما بين اين دو دولت بواسطه صلحي كه متضمن دوام باشد و بواعث خلاف و نفاق آتيه را دور كنند در بناي مستحكم استقرار دهند، لهذا براي تقديم اين كار خجسته آثار اعليحضرت امپراطور كل ممالك روسيه جناب ژان پاسكويچ‌‌‌‍‌‌، جنرال آنفاندري، سردار عسكر جداگانه قفقاز، ناظم امورات ملكيه گرجستان و ولايات قفقاز و حاجي ترخان، مدير سفاين حربيه بحر خزر، صاحب حمايلات الكسندر نويسكي مقدس مرصع به الماس، به آن مقدس مرتبه اول مرصع به الماس، ولاديمير مقدس مرتبه اول و گيورگي مقدس مرتبه دويم و صاحب دو شمشير افتخار يكي طلا موسوم«براي شجاعت» و ديگري مرصع به الماس و صاحب حمايلات دول خارجه مرتبه اولين عقاب سرخ پيكر پروسيه، هلال دولت عثماني و نشان هاي ديگر و جناب «الكسندر اوبرو سكوف» صاحب حمايلات مقدسه ثالث ولاديمير، مرتبه ثاني سن استانيسلاس لهستان، مرتبه دوم سن ژان بيت، و از طرف اعليحضرت قويشوكت پادشاه ممالك ايران نواب مستطاب والا شاهزاده نامدار عباس ميرزا را وكلاي مختار خود تعيين كردند و ايشان بعد از آن كه در تركمنچاي مجتمع شدند و اختيار نامه خود را مبادله كرده و موافق قاعده و شايسته ديدند، فصول آتيه را تعيين و قرارداد كردند:

فصل اول- بعد اليوم ما بين اعليحضرت امپراطور كل ممالك روسيه و اعليحضرت پادشاه ممالك ايران و وليعهدان و اخلاف و ممالك و رعاياي ايشان مصالحه و مودت و وفاق كاملي إلي يوم الأبد واقع خواهد بود.

فصل دويم- چون جدال و نزاعي كه فيما بين عهد كنندگان رفيع الاركان واقع شد و امروز بسعادت منقطع گرديد، عهود و شروطي را كه بموجب عهدنامه گلستان، بر ذمت ايشان لازم بود موقوف و متروك مي دارد، لهذا اعليحضرت كل ممالك روسيه و اعليحضرت پادشاه ممالك ايران چنين لايق ديدند كه به جاي عهدنامه مزبوره گلستان، عهدنامه ديگر به اين شروط و عهود و قيود قرار دهند كه ما بين دو دولت روس و ايران بيشتر از پيشتر موجب استقرار و انتظام روابط آتيه صلح و مودت گردد.

فصل سيم- اعليحضرت پادشاه ممالك ايران از جانب خود و از جانب وليعهدان و جانشينان به دولت روسيه واگذار مي كند تمامي الكاي نخجوان و ايروان را - خواه اين طرف روس باشد يا آن طرف. و نظر به تفويض، اعليحضرت ممالك ايران تعهد مي كند كه بعد از امضاء اين عهدنامه، در مدت شش ماه، همه دفتر و دستور العمل متعلق به اداره اين دو دولت مذكوره باشد به تصرف امراي روسيه بدهند.

فصل چهارم- دولتين عليتين معاهدتين عهد و پيمان مي كنند كه براي سر حد فيما بين دو مملكت بدين موجب سر حد وضع نمايند:

از نقطه سر حد ممالك عثماني كه از خط مستقيم به قله كوه آغري كوچك أقرب است. ابتدا كرده، اين خط تا به قله آن كوه كشيده مي شود و از آنجا به سر چشمه رودخانه مشهور به قرا سوي پايين كه از سراشيب جنوبي آغري كوچك جاريست فرود آمده، به متابعت مجراي اين رودخانه تا به التقاي آن رودخانه ارس در مقابل شرور ممتد مي شود. چون اين خط به آن جا رسيد به متابعت مجراي ارس تا به قلعه عباس آباد مي آيد و در تعميرات و ابنيه خارجه آن كه در كنار راست ارس واقع است نصف قطري بقدر نيم آغاج كه عبارت از سه ورس و نيم روسي است رسم مي شود و اين نصف قطر در همه اطراف امتداد مي يابد. همه اراضي و عرصه كه در اين نصف قطر محاط و محدود مي شود بالانفراد متعلق به روسيه خواهد داشت و از تاريخ امروز در مدت دو ماه با صحت و درستي كامل معين و مشخص خواهد شد و بعد از آن از جايي كه طرف شرقي اين نصف قطر متصل به ارس مي شود خط سر حد شروع و متابعت مجراي ارس مي كند تا به مسير يدي بلوك و از آن جا از خاك ايران به طول مجراي ارس امتداد مي يابد با فاصله و مسافت سه آغاج كه عبارتست از بيست و يك ورس روسي.

بعد از وصول به اين نقطه خط سر حد به استقامت از صحراي مغان مي گذرد تا به مجراي رودخانه موسومه بالهارود به محلي كه در سه فرسخي واقع است كه عبارتست از بيست و يك ورس روسي پايين تر از ملتقاي دو رودخانه كوچك موسوم به آدينه بازار  و ساري قميش و از آن جا اين خط به كنار چپ بالهارود تا به ملتقاي رودخانه هاي مذكور آدينه بازار و ساري قميش صعود كرده به طول كنار راست رودخانه آدينه بازار شرقي تا به منبع رودخانه و از آن جا تا به اوج بلندي هاي جگير  امتداد مي يابد، به نوعي كه جمله آبهايي كه جاري به بحر خزر مي شوند متعلق به روسيه خواهد بود و همه آبهايي كه سراشيب و مجراي آنها به جانب ايران است تعلق به ايران خواهد داشت.

و چون سر حد دو مملكت اين جا بواسطه قلل جبال تعيين مي يابد، لهذا قرار داده شد كه پشته هايي كه از اين كوهها به سمت بحر خزر است به روسيه و طرف ديگر آنها به ايران متعلق باشد. از قله هاي بلندي هاي جگير خط سر حد تا به قله كمر قويي به متابعت كوههايي مي رود كه طالش را از محال ارشق منفصل مي كند. چون قلل جبال از جانبين مجراي مياه را مي دهند، لهذا در اين جا نيز خط سر حد را همان قسم تعيين مي كند كه در فوق در باب مسافت واقعه بين منبع و آدينه بازار و قلل جگير گفته شد و بعد از آن خط سر حد از قله كمر قويي به بلندي هاي كوههايي كه محال زوند را از محال ارشق فرق مي دهد متابعت مي كند تا به سر حد محال ولكيج همواره بر طبق همان ضابطه كه در باب مجراي مياه معين شد، محال زوند بغير از آن حصه كه در سمت مخالف قلل جبال مذكوره واقع است از اين قرار حصه روسيه خواهد بود. از ابتداي سر حد محال ولكيج خط سر حد ما بين دو دولت به قلل جبال كلوتوپي و سلسله كوههاي عظيم كه از ولكيج مي گذرد متابعت مي كند تا به منبع شمالي رودخانه موسوم به آستارا پيوسته به ملاحظه همان ضابطه در باب مجراي مياه و از آن جا خط سرحد متابعت مجراي اين رودخانه خواهد كرد تا به ملتقاي دهنه آن به بحر خزر و خط سر حد را كه بعد از اين متصرفات روسيه و ايران را از هم فرق خواهد داد تكميل خواهد نمود.

بقیه در ادامه مطلب:

 

ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در 89/02/26 ساعت 2:42 PM توسط کیا آریا مهر |
متن كامل قرارداد ارزنه الروم

                                                                      بسم الله الرحمن الرحيم

                                                                                [مقدمه]

غرض از تحرير و نگارش و ترقيم اين كلمات خجسته دلالات آن كه از مدتي به اين طرف چون فيمابين سلطنت جاويد آيت سنيه و دولت دوران مدت عليه ابدي الدوام با دولت عليه عثماني بعضي عوارض و مشكلات حدوث و وقوع يافته بود، بر مقتضاي التيام اساس دوستي و الفت و ضوابط سلم و صفوف و جهت جامعه اسلاميه كه ميان دولتين عليتين در كار و افكار سلميه كه طرفين عليتين بدان متصف مي باشند بالسويه اينگونه مواد نزاعيه را بر وجه موافق و مناسب فخامت شأن دولتين عليتين به تجديد تأكيد بنيان صلح و مسالمت و تشييد اركان موالات و مودت از جانب دولتين عليتين اظهار رغبت و موافقت شده، براي تنظيم و مذاكره و مواد عارضه و تحرير و تسطير اسناد مقتضيه بر حسب فرمان همايون اعليحضرت قدر قدرت كيوان حشمت، مملكت مدار ملك گير، آرايش تاج و سرير، جمال الاسلام و المسلمين، جلال الدنيا و الدين، غياث الحق و اليقين، قهرمان الماء و الطين، ظل الله الممدود في الارضين، حافظ حوزه مسلماني، داور جمشيد جاه داراب دستگاه، انجم سپاه اسلام پناه، زينت بخش تخت كيان، افتخار ملوك جهان، خديو دريا دل كامران، شاهنشاه ممالك ايران، السلطان بن السلطان بن السلطان و الخاقان بن الخاقان بن الخاقان محمد شاه قاجار - ادام الله تعالي ايام سلطنه في فلك الاجلال و زين فلك قدرته بمصابيح - كواكب الاقبال، بنده درگاه آسمان جاه ميرزا تقي خان وزير عساكر منصوره نظام و غير نظام كه حامل نشان شير و خورشيد مرتبه اول سرتيپي و حمايل افتخار خاص سبز است به وكالت مخصوص و مباهي گشته و نيز از طرف اعليحضرت كيوان منزلت، شمس فلك تاجداري، بدر افق شهرياري، پادشاه اسلام پناه، سلطان البرين و خاقان البحرين، خادم الحرمين الشريفين، ذوالشوكه و الشهامه، السلطان بن السلطان بن السلطان و الخاقان بن الخاقان بن الخاقان سلطان عبدالمجيد خان، جناب مجدت ماب، عزت نصاب انوري زاده السيد محمد انوري سعد الله افندي كه از اعاظم رجال دولت عليه عثمانيه  و حائز صنف اول از رتبه اولي و حامل نشان مخصوص به آن رتبه است مرخص و تعيين شده بر وجه اصول عاديه بعد از نشان دادن و ملاحظه و مبادله وكالت نامه هاي مباركه انعقاد معاهده ميمونه در ضمن نه فقره آتيه قرار داده شده كه در اين كتاب مستطاب بيان و در مجلس منعقده در ارزنة الروم مبادله مي شود:

فقره اول- دولتين عليتين اسلام قرار مي دهند كه مطالبات نقديه طرفين را كه تا به حال از يكديگر ادعا مي كردند كلاً ترك كنند وليكن با اين قرار به مقاولات تسويه مطلوبات مخصوصه مندرجه در فقره چهارم خللي نيايد.

فقره دويم- دولت ايران تعهد مي كند كه جميع اراضي بسيط ولايت زهاب يعني اراضي جانب غربي آن را به دولت عثماني ترك كند و دولت عثماني نيز تعهد مي كند كه جانب شرقي ولايت زهاب يعني اراضي جباليه آنرا مع دره كرند به دولت ايران ترك كند و دولت ايران قوياً تعهد مي كند كه در حق شهر و ولايت سليمانيه از هر گونه ادعا صرف نظر كرده، به حق تملكي كه دولت عثمانيه در ولايت مذكور دارد وقتاً من الاوقات يك طور دخل و تعرض ننمايد و دولت عثماني نيز قوياً تعهد مي كند كه شهر و بندر محمره و جزيره الخضر و لنگرگاهها و هم اراضي ساحل شرقي يعني جانب يسار شط العرب را كه در تصرف عشاير متعلقه معروفه ايران است به ملكيت در تصرف دولت ايران باشد و علاوه بر اين حق خواهد داشت كه كشتي هاي ايران به آزادي تمام از محلي كه به بحر منصب مي شود تا موضوع الحاق حدود طرفين در نهر مذكور آمد و رفت نمايند.

فقره سيم- طرفين معاهدتين تعهد مي كنند كه با اين معاهده حاضره ساير ادعايشان را در حق اراضي ترك كرده، از دو جانب بلا تأخير مهندسين و مأمورين را تعيين نموده تا اينكه مطابق ماده سابقه حدود مابين دولتين را قطع نمايند.

فقره چهارم- طرفين قرارداده اند كه خساراتي كه بعد از قبول اخطارات دوستانه دو دولت بزرگ واسطه كه در شهر جمادي الاولي سنه يك هزار و دويست و شصت و يك تبليغ و تحرير شده به طرفين واقع شده و هم رسومات مراعي از سالي كه تأخير افتاده براي اينكه مسائل آنها از روي عدالت فصل و احقاق بشود از دو جانب بلاتأخير مأموريني را تعيين نمايند.

فقره پنجم- دولت عثماني وعده مي كند كه شاهزادگان فراري ايران را در بروسا اقامت داده، غيبت آنها را از محل مذكوره و مراوده مخفيه آنها را با ايران رخصت ندهد و از طرف دولتين عليتين تعهد مي شود كه ساير فراري ها به موجب معاهده سابقه ارزنة الروم عموماً رد بشوند

بقیه در ادامه مطلب :                     

 


ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در 89/02/26 ساعت 2:40 PM توسط کیا آریا مهر |
متن معاهده پاریس

                                                                         بسم الله الرحمن الرحيم

                                                                                  [مقدمه]

چون اعليحضرت خورشيد آيت اقدس همايون، پادشاه اعظم و شاهنشاه بالاستقلال كل ممالك ايران و اعليحضرت شاهنشاه انگليس هر دو علي السويه از روي صدق مايل اين هستند كه مصائب جنگي را كه منافي ميل و مكنونات خاطر دوستانه ايشان است رفع نمايند و روابط دوستي كه مدت مديدي فيمابين دولتين عليتين برقرار بوده مجدداً به يك صلحي كه بر وفق فوايد طرفين باشد بر بنيان محكم برپا نمايند، لهذا به جهت اجراي اين مقصود و مطلوب، اعليحضرت پادشاه ايران جناب جلالتمآب مقرب الخاقان فرخ خان امين الملك سفير كبير دولت عليه ايران صاحب تصوير همايون و حمايل آبي و داراي كمر مكلل به الماس و غيره و غيره و غيره را و اعليحضرت پادشاه انگليس جناب مجدت نصاب هنري ريچارد چارلز بارون كاولي از امناي دولت انگليس و از اجزاي مشورتخانه مباركه مخصوصه اعليحضرت پادشاه انگليس حامل نشان بزرگ و شريف حمام و سفير كبير مخصوص و مختار دولت انگليس در نزد اعليحضرت امپراطور فرانسه و غيره و غيره و غيره را وكلاي مختار خود تعيين فرموده اند و ايشان بعد از آن كه اختيارنامه هاي خود را ابراز و مبادله نمودند و موافق تركيب رسمي ديدند فصول ذيل را مقبول و مقرر داشتند:

فصل اول- از روز مبادله امضانامه هاي عهدنامه حال فيمابين اعليحضرت شاهنشاه ايران و اعليحضرت شاهنشاه انگليس و ايرلاند و نيز فيمابين أخلاف و ممالك و رعاياي طرفين صلح و دوستي دايمي خواهد بود.

فصل دويم- چون به دولت و اقبال فيمابين دولتين ايران و انگليس صلح برقرار گرديد بحكم اين فقره مقرر است كه عساكر دولت انگليس ممالك ايران را تخليه خواهند كرد موافق شرايط و تعهدات مسطوره ذيل.

فصل سيم- دولتين عليتين معاهدتين تعهد مي كنند كه كل اسرايي كه حين جنگ به دست عساكر طرفين افتاده باشند بلادرنگ آزاد نمايند.

فصل چهارم- اعليحضرت شاهنشاه ايران تعهد مي كند كه بلافاصله بعد از مبادله امضانامه هاي اين عهدنامه يك عفونامه كامل اعلام نمايد كه بواسطه آن، جميع رعاياي ايران كه در وقت جنگ، با مراوده خود با عساكر انگليس، مصدر خيانتي شده باشند از عقوبت اين حركت خود معاف باشند بطوري كه هيچ كس هر درجه كه داشته باشد به جهت اين حركت خود مورد تنبيه و اذيت و تعدي نخواهد بود.

فصل پنجم- اعليحضرت پادشاه ايران تعهد مي كند كه بلادرنگ لازمه تدابير را به كار ببرد كه عساكر و كارگزاران ايران را از خاك و شهر هرات و ساير نقاط افغانستان بيرون بكشد. تخليه ممالك مزبوره تا مدت سه ماه بعد از مبادله امضانامه هاي اين عهدنامه خواهد بود.

فصل ششم- اعليحضرت شاهنشاه ايران راضي مي شود كه ترك بكند كل ادعاي سلطنتي بر خاك و شهر هرات و ممالك افغان [را] و هرگز مطالبه نكند از رؤساي هرات و ممالك افغان هيچ علامت اطاعت مثل سكه و خطبه و باج و نيز اعليحضرت ايشان تعهد مي كند كه بعد از اين از هر مداخله در امورات داخله افغانستان اجتناب نمايد و قول مي دهند كه هرات و تمام افغانستان را مستقل شناخته و هرگز در صدد اخلال استقلال اين ولايات برنيايند.

و نيز در صورت ظهور و منازعه فيمابين دولت ايران و ممالك هرات و افغانستان دولت ايران تعهد مي كند كه اصلاح آن را رجوع به اهتمامات دوستانه دولت انگليس نمايد و اقدام به جنگ نكند مگر در صورتي كه اهتمامات دوستانه دولت انگليس مثمر ثمري نشود.

از طرف ديگر دولت انگليس تعهد مي كند كه همه وقت اعتبار خود را در ممالك افغان به كار برد و نگذارد كه از آنها و هيچ يك از آنها باعث هيچ نوع تشويش و پريشاني دولت ايران بشود و اگر دولت ايران در وقوع مشكلات رجوع به دولت انگليس نمايد، دولت انگليس نهايت كوشش را خواهد نمود كه منازعات فيمابين را موافق حق و مطابق شأن دولت ايران اصلاح نمايد.

بقیه در ادامه مطلب :                           

 

ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در 89/02/26 ساعت 2:30 PM توسط کیا آریا مهر |
متن قرارداد تالبوت

                                                    بسم الله الرحمن الرحیم                                                                                                                                               [مقدمه]

  صورت فرمان امتياز تنباكو و تتن منوپل خريد و فروش و ساختن در داخل يا خارج - كل تتن و تنباكوئي كه در ممالك محروسه به عمل آورده مي شود تا انقضاي مدت پنجاه سال از تاريخ امضاء اين انحصارنامه به ماژور تالبوت و به شركاء مشاراليه مشروط به شرايط آتي واگذار فرموديم:

 فصل اول- صاحبان اين امتيازنامه همه ساله مبلغ پانزده هزار ليره انگليسي به خزانه عامره اعلي كارسازي خواهند نمود اعم از اينكه از اين كار نفع ببرند يا ضرر، اين پول هر ساله در پنج ماه از سال گذشته، پرداخته مي شود.

فصل دويم- فقط محض تعيين از تنباكو و تتني كه در ممالك محروسه به عمل آورده مي شود صاحبان اين امتياز ثبت از زارعي كه مي خواهد عمل زراعت اين امتياز را بكند نگاه خواهند داشت و دولت عليه به حكام محليه حكم اكيدي خواهد فرمود كه زارعين تنباكو و تتن را مجبور به دادن ثبت نمايند و اذن و اجازه نامچه از براي فروش و معامله و غيره تتن و تنباكو و سيگار و انفيه و غيره حق خالص صاحبان اين امتياز است و احدي جز صاحبان اين امتيازنامه حق صدور اجازه نامجات مزبوره ندارند و نخواهند داشت. اصناف تتن و تنباكو فروش كه مشغول اين حرفت اند در كسب و معاملات داخله خود برقرار خواهند بود مشروط به داشتن اجازه نامه كه دارنده امتياز خواهد بود.

فصل سيم- بعد از وضع جميع مخارج متعلق به اين عمل و تقسيم صدي پنج سرمايه خودشان بين صاحبان اين امتياز يك ربع منافع باقيمانده سال بسال تسليم خزانه عامره اعلي خواهند نمود و دولت ايران حق وارسي به دفاتر هر ساله آنها خواهد داشت.

فصل چهارم- جميع اسباب كارخانه و ملزومات اين كار كه صاحبان اين امتياز داخل ممالك محروسه مي آورند از جميع عوارضات گمركي و غيره آزاد خواهد بود.

فصل پنجم- حمل و نقل تتن و تنباكو در ممالك محروسه بلااجازه صاحبان اين امتياز ممنوع است، مگر آنچه كه مسافرين براي استعمال يوميه خودشان همراه داشته باشند.

فصل ششم- صاحبان اين امتياز بايد جميع تتن و تنباكوئي كه در ممالك محروسه به عمل آورده مي شود ابتياع و در عوض آن نقد كارسازي نمايند تا آن درجه كه قابل استعمال باشد بايد تمام تنباكو و غيرها كه فعلاً موجود است ابتياع نمايند. قيمت كه بايد به عمل آورنده يا مالك داده شود دوستانه بين عمل آورنده يا مالك و صاحبان اين امتياز قرار خواهد شد، ولي در صورت عدم رضايت طرفين به حكميت مرضي الطرفين رجوع خواهد شد و حكم قطعي مجري خواهد شد.

 


ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در 89/02/26 ساعت 2:25 PM توسط کیا آریا مهر |
متن امتیاز رویتر

                                                                   بسم الله الرحمن الرحیم                                                   

                                                                            [مقدمه]

  فيمابين دولت اعليحضرت همايون شاهنشاه ايران و بارون جوليوس دو رويتر مقيم لندن فقرات ذيل متعهد و برقرار است:

فقره اول- دولت عليه ايران به حكم اين قرارنامه به بارون جوليوس دو رويتر اجازه و اختيار تام مي دهد كه در فرنگستان به هر اسم و با هر شرايط كه خود مشخص نمايد يكي يا چندين كمپاني ها تأسيس و احداث بكند كه در تمام خاك ايران به آن كارهاي مفيده كه در اين امتيازنامه مذكور است اقدام بكند و آنها را مجري بدارد.

فقره دويم- دولت عليه ايران از براي مدت هفتاد سال امتياز مخصوص و انحصاري و قطعي راه آهن بحر خزر را الي خليج فارس به بارون جوليوس دو رويتر و به شركاء يا به وكلاي او عطا و واگذار مي نمايد و همچنين به ايشان حق مخصوص و انحصاري و قطعي مي دهد كه هر شعبات راه آهن كه مناسب بدانند خواه به جهت اتصال ولايات و شهرها در داخله خاك ايران به جهت اتصال راههاي ايران به راههاي آهني ممالك خارجه از هر نقطه از نقاط سر حدات رو به فرنگستان و هندوستان بسازند و به كار بيندازند.

فقره سيم- و نيز دولت عليه ايران به اصحاب اين امتياز حق مخصوص و امتياز انحصاري داده است كه در هر نقطه كه مناسب بدانند ترامواي ها بسازند خواه به جهت اتصال شهرها و قصبه ها و بلوكات با همديگر خواه به جهت اتصال اين اماكن به راههاي آهني يا به آن نقاطي كه كمپاني در آنجا ها كار دارد؛ كمپاني از براي ساختن اين ترامواي ها همان امتيازات و حقوق را خواهد داشت كه به جهت راه آهن در فقرات چهارم و پنجم و ششم داده شده است.

فقره چهارم- هر قدر زمين كه به جهت ساختن خطوط راههاي آهني و شعبه هاي آنها و راههاي جفت و راههاي گريز و تخلف و راههاي احتياط و راههاي خروج و ورود و منازل و منزلگاه و اماكن سكني از براي مأمورين و كارخانجات آهنگري و كارخانجات نجاري و ملحقات اينها لازم شود، دولت عليه ايران همه آنها را از املاك خالصه مجاناً به اين كمپاني مي دهد.

در خصوص اراضي كه تعلق به اشخاص داشته باشد. بايد كمپاني با صاحبان آن اراضي با رضاي طرفين قراري بگذارد، اما دولت عليه ايران با تمام وسايل، كمال سعي و اهتمام را خواهد كرد كه اين اراضي را به قيمت جاريه مملكت از براي كمپاني خريده و تحصيل شود و اگر لازم شود اصحاب اين اراضي را موافق قاعده مجبور نمايد كه اراضي خود را به كمپاني بفروشند.

علاوه بر عرض مقرره راههاي آهني دولت عليه ايران، از هر طرف خطوط راه آهن هر قدر كه طول آنها باشد از املاك خالصه و از آن اراضي كه تا امضاي اين قرارنامه زراعت نكرده باشند و بيحاصل مانده باشد، مقدار بيست متر به كمپاني بدهد.

هر گاه علاوه بر شهرها و دهات كه كمپاني به اقتضاي مصلحت خود لازم داند، مختار است از براي راههاي آهن، منازل قرار بدهد مصلحت كمپاني مقتضي باشد كه در بعضي نقاط دور دست و لم يزرع منازل بسازد و دولت ايران در جايي كه كمپاني بخواهد به كمپاني مجاناً چهار هزار زرع مربع زمين خواهد داد كه به جهت مأمورين خود كه در آن جا باشند بتوانند اسباب گذران امن و سهل فراهم بياورد.

فقره پنجم- كمپاني اجازه و اختيار تام دارد كه به جهت ساختن و تعمير راههاي خود هر مصالحي كه لازم داشته باشد از قبيل ريگ و سنگ و آهك و غيره از املاك خالصه مجاناً بگيرد؛ و به جهت مصالح تفرعاتي از قبيل آلات و اوزار و آذوقه و دواب و غيره كه كمپاني بخواهد در جايي كه كار دارد بخرد، دولت قدغن خواهد كرد كه بيش از قيمت رواج مملكت چيزي و رسومي نگيرند.

فقره ششم- هر نوع مصالحي كه به جهت ساختن و بكار انداختن طرق آهن لازم باشد، داخل خاك ايران خواهد شد بي آنكه هيچ رسومي بدهد، نه رسوم دريا به جهت خروج امتعه نه رسوم دخول نه رسوم انبار و نه هيچ رسوم ديگر كه در عرض راه چه از جانب ديوان و چه از جانب اشخاص مطالبه شود؛ و گمرك حق مواظبت خواهد داشت، اما بطوري كه سرعت و درستي ورود مصالح را به محلي كه مقصود است به هيچ وجه به تأخير نيندازد و همچنين حق معافيت از هر نوع رسوم از براي هر قسم مصالحي كه به جهت اقدامات و كار كردن و تحصيل تمتعات كمپاني لازم بشود از جانب دولت معهود و برقرار است.

مأمورين و عمال كمپاني از هر نوع ماليات داخله معاف خواهند بود و همچنين كل اراضي كمپاني هر قبيل و هر قدر كه باشد از هر نوع ماليات و رسوم معاف خواهند بود و محصولات كل عمال و امتعه كل تصرفات كمپاني به آزادي از تمام خاك ايران عبور و مرور خواهند كرد و در حين خروج از خاك ايران از هر نوع رسوم و ماليات معاف و آزاد خواهند بود

بقیه در ادامه مطلب :    

 


ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در 89/02/26 ساعت 2:23 PM توسط کیا آریا مهر |
خاطره ای آموزنده از امیر کبیر

... امير نظام هفته اي دو روز مستمراً بدروازه غربي تهران مي رفت و در بالاخانه دروازه مي نشست و هر متاعي از خارجه وارد مي كردند، در گمرك نگاه مي داشتند تا امير نظام آنها را معاينه نمايد و هر جنسي را كه صلاح نمي دانست به ايران وارد شود حكم به استرداد آن مي داد.

و از اين جهت تجار و بازرگانان هر جنس جديدي را از امتعه خارجه مي خواستند به ايران حمل كنند ابتداء نمونه اي از آن را مي آوردند و به امير نظام ارائه ميدادند. هرگاه اجازه ورود مي داد وارد مي كردند والا معامله و حمل آن را موقوف مي داشتند. و مرحوم آقا علي از مرحوم معين الدوله احمد ميرزا حكايت مي كرد كه يكروز با اميرنظام بدروازه امام زاده حسن(دروازه قزوين)رفته بودم براي تماشاي امتعه خارجه كه تجار از نظر امير مي گذرانيدند، و چون بنشستم يكنفر از خرازي فروشان صندوقي پيش گذاشته و نمونه ها از امتعه خارجه بيرون مي آورد و امير يك يك را ديده و از قيمت و خواص آنها سوال كرده و اجاره ورود يا رد آن را مي فرمود‌. تا آنكه قوطي مقوائي باز نموده و شاخه گلي مصنوعي بيرون آورده بدست اميرنظام داد و شاخه ي آن از مفتول نازك آهني و برگ و گل آن پارچه هاي رنگين و پرهاي لطيف بعضي طيور بود. فرمود صنعتي ظريف نموده اند ليكن فايده و مورد استعمال آن رابگوي. آنمرد گفت زينتي است كه نسوان بالاي پيشاني و موهاي پيش سر نصب مي كنند. فرمود قيمت آن چيست؟ عرض كرد پانزده قران. گفت اگر كسي چند روزه اين زينت را كه خريده و في الجمله مستعمل شده بخواهد بشما بفروشد يا گرو بگذارد تا چه مقدار باو وجه نقد مي دهيد؟ آنمرد گفت وجهي در ازاي آن نمي توان داد زيرا كه پس از استعمال به پشيزي نمي ارزد. اميرنظام فرمود اين متاع و مانند آنرا كه پس از استعمال به پشيزي نيرزد البته وارد نكنيد كه مورد سياست سخت خواهيد شد.

معين الدوله گفت چون ظرافت و نيكي صنعت اين زينت زنانه در نظرم خيلي جلوه كرده بود، بي اختيار گفتم با آنكه زيوري كم بهاست، چرا قدغن فرموديد كه نياورند. اميرگفت شاهزاده والا براي امثال من و شما خريداري آن ضرر و اهميتي ندارد. ليكن يقيني است كه چون استعمال اين زينت در نسوان اشراف و اعيان، متداول و معمول شد، البته تجار و رعاياي با ثروت نيز براي زنان خود ابتياع خواهند كرد و در حمام هاي عمومي كه با اين زينت مي روند و خودنمايي مي كنند، زن هاي مردم بي مايه مانند سبزي فروش و نظاير او تماشا كرده و نفوس سركش ايشان با آرزو و حسرت به هيجان آمده به خانه روند و مردان بيچاره ي خود را كه با رنج و مشقت بيش از روزي دو يا سه قران عايد ندارند دچارصدمات گوناگون كرده و با عربده و جدال و يا با غنج و دلال و اگر نه با مكر و فريب و خدعه هاي عجيب و غريب، آن بيچاره را ناچار كرده و به خريداري آن با دخل چند روزه خود مجبور و گرفتار سازند و او را به قرضي يا شايد سرقتي دچار نمايند كه به جز وخامت عاقبت نتيجه اي نبرند. و هر گاه پس از دو سه روز سورت شهرت آن زن تخفيفي يافت و درماندگي شوي و گرسنگي خود را ديده و راضي شود كه صرف نظر از آن كند، نتواند به قيمت آن پنج شاهي كه خرج يك ناهار ايشان است فراهم نمايد. راوي گفت پس از اين نتيجه اي نبرند. تقرير امير نظام شاخه گل را به قيمت مرقوم بگرفت و به ارباب صنايع ارائه داد و تشويق نمود تا مانند آن را بساختند و به بهاي مناسب بفروختند.


|+|نوشته شده در 89/02/26 ساعت 2:17 PM توسط کیا آریا مهر |
توجه توجه
مدیریت در نظر دارد جهت گسترش وبلاگ.نویسنده عضو نماید

جهت عضویت در خواست  خود را به این آدرس ایمیل کنید و منتظر جواب بمانید

با تشکر.کیا آریا مهر

ariamehr.kia69@yahoo.com
kia.parsa69@yahoo.com
pesari_0098@yahoo.com


|+|نوشته شده در 89/02/20 ساعت 11:45 AM توسط کیا آریا مهر |
متن کتیبه کوروش کبیر

اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهان اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.

من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه کخ میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.

من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کای ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.

من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.

از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.


|+|نوشته شده در 89/02/05 ساعت 3:27 PM توسط کیا آریا مهر |
داریوش کبیر ( دانستنی های جالبی در مورد ایرانیان ) ...
ـ آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

ـ آیا میدانید :کمبوجيه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.

ـ آیا میدانید :داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد

ـ آیا میدانید :داریوش کبیر طرح تعلیمات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت .
ـ آیا میدانید :داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند

ـ آیا میدانید :داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است

ـ آیا میدانید :تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است

ـ آیا میدانید :داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند

ـ آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد

ـ آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد

ـ آیا میدانید :داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد


ـ آیا میدانید :فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد

ـ آیا میدانید :در طول سلطنت داریوش کبیر ۲۴۲ حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با ۲۴۲ مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه ۱۰ میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت

ـ آیا میدانید :داریوش در سال ۵۲۱ قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم


ـ آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد

ـ آیا میدانید : کورش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد

ـ آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت

ـ آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید
|+|نوشته شده در 89/01/23 ساعت 3:29 PM توسط کیا آریا مهر |
آرتیمیس بزرکترین دریا سالار زن ایرانی
آرتمیس یا آرتمیز در چم راست گفتار بزرگ فرمانده بزرگ نیروی دریایی خشایارشا در جنگ یونانیان بود که با خردمندی و کارآمدی بی همتای وی نیروی دریایی و رزمناوهای تریوم و صدها ناو نبرد ناو ناوچه را رهبری کرد و با فرماندهی درست بایسته خویش سپاه یونان را در هم شکست. این زن فرمانده از رایزنان جنگی خشایارشا نیز بود.آرتمیس چهره ای شگفت انگیز در تاریخ ایران باستان است و شاید گزافه نگفته باشیم در تاریخ سر تا سر جهان میباشد ..او نخستین بانویی است که در فرنام فرماندهی نیرومند ترین نیروی دریایی جهان و هموند شورای عالی پدافندی و وزارت جنگ و وزارت پدافندی هخامنشیان و همچنین فرماندهی سپاه باختری ایران جایدار در کاریه خویشکاری می کرد .این بانو در سال 480 پیش از میلاد مسیح با پنج رزمناو سنگین تریوم و هشت هزار سپاهی پیاده آمیزه از هشت هنگ و دو گردان ششصد نفره از نیروهای کارآمد گارد جاویدان که به دست خشاریارشا برای پاسداری از بانو آرتمیس فرستاده شده بودند در جنگ سالامیس باشنده شد ..

وی را از سویی یونانی می دانیم و از سویی خشن ترین دشمن یونانیان میدانیم و از سویی دلاور ترین فرمانده ایرانی که افزون بر اینکه شکست سنگینی بر یونانیان وارد کرد نیرو های دریایی فنیقیه را که از نبرد فرار میکردند و در مرزهای پدافندی ایران شکاف ایجاد کرده بودند را دنبال نمود و افزون بر غوته ساختن ناوگان فنیقی ناوگان یونانی را که در شکاف وارد شده بود و آرمان تازش از پشت به ناوگان ایران را داشت شکست بسیار نابود کننده و سختی داد.با این حال هنوز چهره این بانو پر رمز و راز مانده است.حال آنکه پس از شناخت پادشاهی هخامنشیان و روش چرخاندن ارتش و ساتراپی های آن سختی خود به خود چاره می شود .ایران در هنگامه ی هخامنشی گستره ای فراوان یافته بود و یکی از ساتراپ های با ارزش در مرز با یونان کاریه به پایتختی هالیکار ناسوس بود در این ساتراپ شاهانش خود را ایرانی میدانستند و هرگز زیر بار یونان نرفتند ولی ساکنان شهر دست بالا بازرگانان و کشاورزان یونانی سفر کرده بودند ..

ناموری آرتمیس در همه ی هنگامه ماند داشت و حتا در هنگامه ی ساسانی و اسلامی نام بسیاری از دختران دربار حتا شاهان سلجوقی آرتمیس بود و او بسیار دلخواه شاهان میهن دوست بسان ملکشاه سلجوقی، جلال الدین خوارزم و شاه عباس بود و پیش از اسلام نیز که گفتنش نیاز ندارد که چه بسا نام بسیاری از دختران ایرانی آرتمیس بود .بانو آرتمیس در سال 480 پیش از میلاد مسیح با سیصد فرمانده و ناوران نامور ایرانی در نبرد سالامیس و ترموپیل شرکت کرد و چون تنها زن فرمانده ارتش ایران در همه جنگ بود و ایرانیان بیننده ی دلاوری بانوی زیبای ارتش خویش بودند به جوش خروش درآمده و دلیرانه می جنگیدند تا مبادا به بانو آسیب برسد به ویژه دو گردان پاسدار جان بانو که از سپاه جاویدان بودند اآچنان دلاوری کردندکه بانو نیز به وجد آمد و این دلاوری شوند شیفتگی وی تا زمان کنونی نیز شده ..

شوربختانه بیشتر دانش های ما از هرودوت است مردی از خاندان سفر کردگان که دشمن درجه یک خاندان لیگدامیش خاندان ملکه آرتمیس بود و سر ناسازگار ایرانی بودنش به دست همین خاندان وییرک به یونان شد هر چند هرودوت ساستاری ناسازگار ایرانی داشت و گاهی سخنانش بر ناسازگار بانو است اما وی نیز نتوانسته سخنان نیشداری برملکه ببندد و در جایی از زیبایی و دلاوری بانو سخن گفته و گاهی نیز با سخنان نیش دار او را بدنام کرده.

آرتمیس زیاده بر دلیری و زیبایی دارای بینشی سره در کارهای جنگی بود به ویژه در کارهای نبرد ناوگان های جنگی و به دید تیمستوکل پیشوای آتنی دشمن ایران (در هنگام لشکر کشی خشایار شا) آرتمیس یکی از برجسته ترین دریاسالاران جهان بوده که دشمن دیرینه یونانیان بوده و آن اندازه که یونانیان از وی می ترسیدند از سایر فرماندهان ایرانی نمی ترسیدند.
400 سال پیش از میلاد در ایران حقوق زن و مرد یکسان بوده است.
روحش شاد و یادش جاودان.
  

[تصویر: yd3x687k3687nnjrxp.jpg]


|+|نوشته شده در 89/01/23 ساعت 3:21 PM توسط کیا آریا مهر |
به کورش چه خواهيم گفت اگر سر برارد زخاک
به کورش چه خواهيم گفت اگر سر برارد زخاک !
اگر باز پرسد زما چه شد دين زرتشت پاک !
چه شد مُلک ايران زمين ؟
کجاييد مردان اين سرزمين ؟
به کوروش چه خواهيم گفت ؟
اگر ديد و پرسيد از حال ما ؟
چه کرديد بر شمشير برنده خويش ؟
چه امد بر سر ايارن پرستي ؟
چه کرد با کيش يزدان پرستی ؟
شمشير حق نيست دستی !
که بر تخت شاهي نشسته است ؟
چرا پشت شيران بشکسته است ؟
در ايران زمين شاه ظالم کجاست ؟
هواه خواه ازادگي پس چرا بي صداست ؟
چرا خاموش و غم پرستيد هاي ؟
کمر را به همت نبسته ايد هاي ؟
چه شد عرق ميهن پرستان ؟
چه شد غيرت و شور و مستيتان؟
سواران بي باک ما را چه شد ؟
ستوران چالاک ما را چه شد ؟
چرا مُلک تاراج ميشود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جوانمدر محتاج ميشود ؟
چرا جشنهايمان شد عزا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در اتشکده نيست بانگ دعا ؟
چرا حال ايران زمين ناخوش است ؟
چرا دشمن اين چنين سرکش است ؟
چرا بوي ازادگي نيست ؟
واي بگو دشمن ميهنم کيست ؟
که تا غيرتم باز جوش اورد ؟
زگورم صداي خروش اورد ؟
به کوروش چه خواهيم گفت ؟
اگر سر بر ارد ز خاک !

|+|نوشته شده در 89/01/23 ساعت 3:8 PM توسط کیا آریا مهر |
آتشکده فیروزآباد

شهرستان فیروزآباد

شهرستان فیروزآباد که در حدود 120 کیلومتری جنوب شیراز واقع شده است ، از شهرستان های استان فارس می باشد . نام اصلی و قدیمی فیروزآباد ، شهر گور (جور) بوده که در سه کیلومتری شهر کنونی فیروزآباد قرارگرفته و در زمان ساسانیان مرکز حکومت اردشیر بابکان بوده است. بنا به گفته ابواسحق استخبری ، شهر گور به وسیله اردشیر در سرزمینی ساخته شد که آب راکد آنرا فراگرفته بود. این شهریار نذر کرد که یک شهر و یک آتشکده در محلی که بر دشمن خود پیروز گردد بسازد و چون در سرزمین شهر گور بر دشمن پیروزی یافت ، نذر خویش را ادا نمود… دارای چهار دروازه است در خاور باب مهر، در باختر باب بهرام ، در شمال باب هرمز ، و در جنوب باب اردشیر .

آتشکده فیروزآباد :‌

این بنا از کاخهای ییلاقی اردشیر بابکان بشمار می رود که با مصالح لاشه سنگ و ملاط گچ احداث گردیده ، تزئینات بکاررفته در آن شامل گچبری های زیبا و رنگی داخل بنا و همچنین ستونهای شبیه ستونهای بکاررفته در نمای بیرونی کاخ است. کاخ دارای سه ورودی است که ورودی اصلی آن از جنوب بنا می باشد. در شرق و غرب حیاط ورودی اصلی ، در هر طرف دو اطاق با طاق گهواره ای وجود دارد. دو ایوان در شمال و جنوب این بخش ساخته شده است که پشت ایوان شمالی سه تالار گنبددار مربع شکل که هر کدام از تالارها دارای گنبدی با دهانه ای باز می باشند ، وجود دارد. تزئینات بکاررفته در این تالارها قابل مقایسه با تزئینات کاخ تچر (تخت جمشید) می باشند. کاخ به صورت دو طبقه است. بعد از این تالارها ایوانی رفیع که یادآور ایوان های بزرگ دوره اشکانیان است به چشم می خورد، در هر طرف این ایوان دو تالار با سقف های گهواره ای دیده می شود. جلوی ایوان اصلی برکه ای تقریبا مدور که با حصاری محصور شده ساخته شده است. ابعاد کاخ 64/54*75/115 متر و زیربنای کل کاخ با برکه مجموعا 8496  مترمربع می باشد.


|+|نوشته شده در 88/12/23 ساعت 9:29 AM توسط کیا آریا مهر |
برادران تاريخی
از نقطه نظر تاريخی، بسياری سرزمینی که در آن اين سه کشور پارسی زبان واقع اند، را "ایران بزرگ" می خوانند و همه جا به طور رسمی یا غیررسمی مردم ایران، افغانستان و تاجیکستان برادران خونی عنوان می شوند. اين سه کشور تاریخ، زبان، ادبیات و فرهنگ مشترک دارند و اسلام نيز در پيوند مردمان اين منطقه به همديگر نقش اساسی دارد.

سير تاریخ این سه کشور را می توان به یک لوزی تشبيه کرد که خطوط آن از یک نقطه آغاز می شوند، سپس این خطوط بتدریج از هم دور شده به دو نقطه مقابل می رسند و در نهایت باز به سوی یک نقطه مشترک نهایی حرکت می کنند و در آن نقطه به هم می رسند.

اما آنچه که بارز است اين است که به دلايل مختلف اين کشورها نتوانسته اند به ايجاد اتحادی قوی دست بزنند. ما از همديگر خیلی متفاوت شده ايم.

از سوی ديگر در جهان امروز، به نظر می رسد، همزیستی این سه کشور و ايجاد یک اتحاد نه تنها قدرتهای جهانی، نظیر روسیه و آمریکا را خوشنود نخواهد کرد، بلکه ظاهرا در کار خود ما نیز خلل ایجاد می کند.

سرنوشت های جداگانه
می توان گفت که نقطه آغاز جدایی ما در قرن 15 ميلادی قرار دارد. بتدریج از نگاه دین و فرهنگ تفاوتهای چشمگیری میان ما به وجود آمد و نتیجه اش امروز هویداست: روش زندگی مان تفاوت دارد، ساختارهای سیاسی مان گوناگون اند، فرهنگ خود را نیز دیگرگونه در می يابيم.

در ایران بعد از یک "غرب زدگی" نافرجام به دولت اسلامی رسیدند. تاجیکستان بعد از سقوط کمونیسم در پی بنیاد یک جامعه "دنیوی" یا سکولار است. افغانستان از یک نظام شاهی و فئودالی در پایان قرن گذشته به "آغوش" درگیری های طولانی افتاد که تا کنون از آن کاملا بدر نیامده است. 
 بقیه در ادامه مطلب

ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در 88/12/23 ساعت 8:47 AM توسط کیا آریا مهر |
تاراج هنر معماری ایران توسط همسایگان
در سالهای اخیر برخی از کشورهای همسایه با خرید کتاب و آثار تحقیقی و تألیفی محققین و اساتید هنر و تاریخ هنر ایران و ترجمه و تبدیل این آثار به زبان عربی و ترکی اقدام به جعل تاریخ فرهنگ و هنر ایران زمین، تحت عنوان آثار تاریخی خود کرده اند.

در این باره استاد برجسته نقاشی و مینیاتور ایرانی که هم اکنون در ایالات متحده آمریکا به سر می برد در یک گفتگوی تلفنی به خبرنگار مهر گفت : متاسفانه سابقه جعل و سو استفاده از هنر ، فرهنگ و هنرمندان ایرانی تنها مربوط به امروز نیست چنانکه در زمان حاکمیت دولت بعثی در عراق هم کتابی با نام " عروبه العلما العجم " که مشاهیر و اساتید معروف ایران مانند سعدی، حافظ، زکریای رازی و ... را عربی معرفی می کرد به چاپ رسید.

بقیه را در ادامه مطلب ببینید.


ادامــه مــطــلــب
|+|نوشته شده در 88/12/05 ساعت 2:37 PM توسط کیا آریا مهر |
دو گفته از کوروش بزرگ
« هرچه کردم، به خواست اهورامزدا کردم. از برای آن، اهورامزدا مرا یاری

کرد که پیمان شکن نبودم، دروغگو نبودم، زورگو نبودم، نه به توانا ستم کردم

 و نه بر نا توان، نه من و نه کسی از خاندانم»

« ای انسان، هر که باشی و از هر کجا بیایی، زیرا میدانم که خواهی آمد.

من کوروشم که برای پارسیان این شاهنشاهی پهناور را بنیان نهادم. بدین

خاک که مرا پوشانده است، رشک مبر»


|+|نوشته شده در 88/12/05 ساعت 2:32 PM توسط کیا آریا مهر |
آخرین نوشته ها
قلب کوروش شکست و فرشته گریست
اریو برزن که بود؟
درود بر ایران وایرانی
خلیج همیشگی فارس
شب چله (یلدا): شب زایش خورشید و آغاز سال نو میترایی
مژده به همه دوستان نیک اندیش و نیک گفتار و نیک کردار

حکایت سرزمین من
کلمات ، فقط ترجمه ندارند ، بار معنایی و روانشناختی هم دارند.
پدرم سالروزت خجسته باد.....
آرشيو وبلاگ
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
شهریور 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اسفند 1387
مهر 1387
شهریور 1387